خرید بک لینک
ساربانان رفته اند و باد و صــحرا جا بماند
ابر و باران رفته است و یاد باران جا بماند

گلعذاران رفته اند و ساقِ بی برگی بماند
روزگاران رفته اند و،یاد یاران جا بمــاند

برچسب: یاد یاران,یاد یاران یاد باد,یاد یاران برزول,یاد یاران سفر کرده بخیر,یاد یاران جنگ,یاد یاران خوش است,یاد یاران جبهه,یاد یاران نیشابور,یاد یاران فرامرز امینی,یاد یاران سفر کرده, نویسنده: امیر شریعتی تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 7:33

زندگی چو نردبانیست که باید طی کنی
پله بر پله برو، تا که به اخر برســــــی

گر که از جهل پری بر پله های دگری
حتم این دان، که بباید ز اول گزری

برچسب: نویسنده: امیر شریعتی تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 7:33

سوز دلم را به کو گویم؟

خورشید هم می سوزد تا درد مرا می فهمد

هراس دارم از بازگویش!

شاید بگذارم تا بغضی شود و مرا به نیستی بکشاند!

و شاید هم به تاوان نابودی انسانیت گفتمش

نمی دانم چه بگویم؟

برچسب: نمی دانم چه بگویم,نمیدانم چه میخواهم بگویم,نمیدانم چه میخواهم بگویم اصفهانی,نمی دانم بگویم یا نگویم,شعر نمیدانم چه میخواهم بگویم,دانلود آهنگ نمی دانم چه میخواهم بگویم,دانلود آهنگ نمیدانم چه میخواهم بگویم اصفهانی, نویسنده: امیر شریعتی تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 7:33

الا یا ایها الساقی، چقد خوارم پشیمانم

درین آشفته بازارها بدنبــالِ دل و جانم

الا یا ایها الساقی، امیدی نیست به فردایم

چقد تنها شدم با خود، نمی دانم ز کجــایم

الا یا ایها الساقی، دلم گیر اســت و دلگیـــر است

دلم بر خود نمی نازد،چنان گویی زخود سیر است

برچسب: الا یا ایها الساقی,الا یا ایها الساقی دایان,الا یا ایها الساقی معنی,الا یا ایها الساقی به انگلیسی,الا یا ایها ساقی,الا یا ایها,الا یا ایها الساقی بسطامی,الا یا ایها الساقی ناظری, نویسنده: امیر شریعتی تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 4:54

هر کس به کسی دل بدهد،عاشق نیست

هر دل به دلی گل بدهد، صادق نیست

عاشقی درد نهانیست در سینه یار

صد طبیب دارد وحیف،هر طبیب حاذق نیست

برچسب: عاشقی,عاشقی 2,عاشقی دانی چه باشد,عاشقی بیماریه,عاشقی جرم قشنگیست,عاشقی دردسری بود نمیدانستیم,عاشقی ۲,عاشقی شعر,عاشقی چیست,عاشقی آواره ام, نویسنده: امیر شریعتی تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 4:53

زندگی از پس چند پرده نگاهش بهتر استاین سخن اندیش که راه زندگی زین بَرتر استیک ان که دارد و تو بینی و بخود راه ندهییک ان که ندارد و تو بینی و به دارش بدهییک ان که ندارد و تو داری و غرور جا ندهییک ان که بدارد،دهدت، و تو بر کس ندهییک انی که بدارد،ندهد، نَبر آن انسان گمانیک انی نَبدارد و دهد، بینیش انسان نشانیک ان که بدارد و تو هم حسرت نشانیک ان که نبدارد دهدت راهی نشان یک آن که بدارد و بچیند ز دارِ دگرانیک آن که نبدارد و بچیند زکارِ دگرانیک آن که نَبدارد و نه هم راه رود چو دگرانیک ان که صد بِدارد،در پی چندصدِ دیگر نگرانیک انی که بدارد و ببندد و ننوشد نخوردیک

برچسب: نویسنده: امیر شریعتی تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 14:53

مو ها هم که بزرگ می شوند عاشق شانه می شوند،

چه برسد به ما ها که هم دل داریم و هم عشق در ذات ماست.

برچسب: عشق ذاتي, نویسنده: امیر شریعتی تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 14:53

بر باد رفته گَردی که حاصلش صقیل نیست

بر باد رفته آید، گر باد زیک مسیر نیست

برچسب: نویسنده: امیر شریعتی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 3:50

میز گرد زندگـــــے از یک به یک دو می شود

دو بحال روزها از سه دو یک هفت می شود

هفت بحال ماه ها از چند دو شیش سال می شود

عمر ازین چند سال ها چــون برق تـــمام می شود

برچسب: نویسنده: امیر شریعتی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 3:50

تمام هستے من

. . فدای جمله انسانیت

و تمام انسانیت من

....فدای جمله عشق

. . . و تمام عشق من

. . . . فدای یارانی که انسان بودند

. . . عشق ورزیدند

ولیکن رفتند و نماندند.

برچسب: نویسنده: امیر شریعتی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 3:50

صفحه بندی